السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

38

مقدمه نقض و تعليقات آن

باطلاق دو عنوان بر وى ) نموده است زيرا نصير الدين عبد الجليل واعظ همان است كه عبد الجليل قزوينى رازى نيز بر او اطلاق مىشود و قاضى شوشترى نيز از كتاب او بسيار نقل مىكند ؛ در هر صورت معلوم مىشود كه مجلدات رياض العلماء چنان كه شايد و بايد تنقيح نشده است و گويا عبارت « فلاحظ » در آخر هر يك از دو كلام گذشته ناظر به اين مطلب است ؛ فتفطن . مطالب مربوطه ببيانات علامهء قزوينى ( ره ) 1 - اينكه فرموده : « صاحب مجالس المؤمنين فصول مطول در تضاعيف كتاب خود به عين عبارت از كتاب نقض الفضائح نقل كرده است و تا آنجا كه اين جانب تتبع نموده‌ام 24 يا 25 مرتبه از آن مطالبى اقتباس نموده ( تا آخر ) » مبنى بر احصاء غير دقيق است زيرا طبق بيانات نگارنده در سابق معلوم شد كه موارد استفادهء قاضى ( ره ) در مجالس از كتاب نقض چهل مورد است ( رجوع شود بص 15 - 20 همين مقدمه ) . 2 - اينكه فرموده : « صاحب كتاب مجالس المؤمنين غالبا محض اختصار از آن بكتاب « النقض » تعبير مىنمايد » . مبنى بر توهم اين است كه اين اطلاق از طرف قاضى ( ره ) حبا للاختصار پديد آمده است در صورتى كه در سابق روشن شد كه « نقض » نامى است كه مصنف ( ره ) خودش براى اين كتاب خود نهاده است ( رجوع شود بصفحهء 2 و 8 ) . 3 - اينكه فرموده : « نادر الوجود أعز از كبريت احمر » . درست است و توضيح آن در سابق داده شد فراجع ان شئت ( ص 21 - 22 ) . 4 - اينكه فرموده ( نقلا از جناب آقاى حكمت ) : « كه اين نسخه بسيار مغلوط و حذف و اسقاط بسيار دارد و عبارات و آيات و اشعار عربى تماما مغلوط و آميخته بسهو و اشتباه كاتب است » . صحيح و درست است و نظير اين است آنچه قاضى شوشترى ( ره ) در بيانات خود گفت : « مع هذا آنچه از نسخ آن به نظر اين قاصر رسيده بغايت سقيم است ( تا آخر آنچه گذشت در ص 13 ) . 5 - اينكه فرموده : « و اين جانب از مطالعهء اين همه فوائد بسيار مفيد تاريخى و جغرافيائى و ملل و نحلى ؛ الخ » .